مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

849

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

و به ترتيب هر كه از بنى هاشم و پيروانشان و موالى و يارانشان بود هر كه نزديكتر بود بيشتر . آنگاه ديگر بنى عبد مناف و سپس قبايل قريش ، آنگاه مهاجر و سپس انصار و موالى ايشان . آنها كه در بدر حضور داشتند براى هر كدام پنج هزار و براى همسران پيامبر ، هر كدام دوازده هزار و براى قبيلهء مضر سيصد و براى قبيلهء ربيعه دويست و پنجاه و گفت كه ايشان از طنابهاى خيمه‌هاشان مهاجرت كرده‌اند و براى اشراف عجم هر كدام دو هزار ، مقرر كرد . جنگ پل چون خلافت به عمر رسيد ، مثنى بن حارثه نزد وى رفت و گفت : ما با ايرانيان جنگ كرديم و بر ايشان هجوم آورديم . اكنون دسته‌اى از مهاجر و انصار به همراه من روانه كن تا با ايشان ، به جهاد بپردازيم . عمر برخاست و خطبه خواند و گفت : « اى مردم ! شما ، در حجاز ، به جايى كه جاى آرام و راحت نيست اقامت گزيده‌ايد ، با اينكه خداوند بر زبان پيامبرش گنجهاى كسرى و قيصر را به شما وعده داده است . پس به سرزمين فارس ( ايران ) روانه شويد . » مردم سكوت كردند چرا كه دربارهء فارس ( ايران ) چيزهايى شنيده بودند . آنگاه ابو عبيد بن [ 1 ] مسعود بن عمرو ثقفى برخاست و گفت : « من نخستين كسم كه مىپذيرم . » سپس مردمان ديگر نيز پذيرفتند و عمر او را سر كردهء ايشان كرد و به عراق رفتند به همراهى مثنى بن حارثه . چون پوران دخت دختر كسرى شنيد - و در آن روزگار يزدگرد پادشاه بود اما كودكى بود كه توان جنگ نداشت - كس نزد رستم ، اسپهبد آذربايجان فرستاد و او را به جنگ عرب فرا خواند و گفت اگر او در اين پيكار پيروز شود ، همسر وى خواهد شد . رستم جالينوس را با سپاهى گران فرستاد . و ابو عبيد ايشان را شكست داد . سپس ، رستم ذو الحاجب [ 2 ] با چهار هزار سپاهى خفتان و زره پوشيده و نيزه‌ور با فيل جنگنده فرستاده شد . ابو عبيد فرمان داد تا پلى بر روى فرات زدند و مردم عبور كردند و به پيكار پرداختند . مسلمانان از كار فيل هراس داشتند ، ابو عبيد بر او حمله كرد . گفت : « آيا اين

--> [ 1 ] در طبرى ( ترجمهء بلعمى ، چاپ مشكور ، ص 283 ) ابو عبيدة . [ 2 ] بلاذرى در فتوح البلدان ، ص 308 گويد : « و او را ذو الحاجب ( صاحب ابرو ) از آن مىگفتند كه ابروى خويش را مىتراشيد ، از سر كبر و غرور ، تا بالاى چشمش ابرو نباشد . » و گويا قلندريه و ارباب ملامت كه همين كار را مىكرده‌اند به همين رسم ايرانى كهن نظر داشته‌اند .